اشتغال زنان در جامعه و پیامدهای آن
بالطبع پدیده اشتغال زنان مانند هر پدیده اجتماعی دیگر، در کل پیامدهایی مثبت و منفی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و....خواهد داشت.
همانطور که همگی دوستان مستحضر هستند تقریبا حدود هفتاد درصد شرکت کنندگان کنکور سراسری را بانوان تشکیل میدهند، و قطعا چنین آماری به فراخور باعث افزایش نیروی کارمند در میان دختران خواهد بود.
بنظر شما آیا افزایش نیروی خانم در میان شغلهای جامعه به نفع جامعه هست؟ یا به گونهای دیگر مطرح کنم، چقدر به نفع خود دختران یک جامعه خواهد بود که نیروی کارمند در یک کشور بیشتر از دختران باشد؟
برای هر فرد دو جایگاه تعریف میشود، جایگاهی که در خانه و خانواده دارد و جایگاهی که در جامعه برای خود رقم خواهد زد....
به نظر شما بطور کلی وظیفه یک زن چیست؟
قطعا در جواب دادن به این سوال اصول، شرع، عرف و قانون جاریهی هر جامعهای و نیز فرهنگ و علاقه شخصی هر فردی دخیل خواهد بود.
مثلا من دختری هستم که در جامعه جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنم پس برای انتخاب آینده خود میبایست اصولی که در جامعه اسلامی وجود دارد را در نظر بگیرم. مثلا حدود اسلامی که در دینم برای بانوان تشریح شده را رعایت کنم و نباید به هر کاری به هر قیمتی تن بدهم. قطعا یک زن مسلمان در دینش منزلتهایی دارد که باید آنها را حفظ کند تا عفت او لکه دار نشود.
قطعا در هر جامعهای به حضور زن در اجتماع نیاز است و صد در صد نبود نیروی خانم در هر کشوری بسیاری از چرخه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و.... را لنگ خواهد کرد جامعه ما نیز از از این قاعده مستثنا نخواهد بود.
من هم اکنون با این اوصاف که بیان شد میخواهم به سؤالی که همواره ذهن مرا به خود مشغول کرده، پاسخ دهم که واقعا وظیفه من دختر مسلمان در کشور ایران چیست ؟چه در اجتماع و چه در خانواده.
آیا این دو اصلا ربطی به هم دارند؟ آیا این دو اصلا یکدیگر را تحت تاثیر قرار میدهند یا نه؟ اصلا چه شغلهایی مناسب برای من بانوی مسلمان ایرانی هست آیا میتوانم دوشادوش یک مرد کار کنم و هر کاری که با آن بتوان امرار معاش کرد را انجام بدهم یا نه؟
من میخواهم برای جواب دادن به این سؤال از این جمله استفاده کنم.
« من یک زن مسلمان ایرانی هستم »
به طور قطع اولین وظیفه یک زن مسلمان چه ایرانی چه غیر ایرانی و در هر کشوری و در هرجایی از نظر شرع حفظ آرامش و بنیاد خانواده و تربیت فرزندانی صالح میباشد من با این صحبتم نمیخواهم منکر نقش زن در جامعه باشم، برعکس حضور زن هم در جامعه و هم در خانواده حضوری کلیدی هست قطعا یک زن تحصیل کرده میتواند مادری بهتر، همسری همدلتر و بطور کلی فردی مفیدتر در زندگی باشد چه برای همسرش چه برای فرزندش و چه برای جامعه خود.
ولی متاسفانه هستند گروهی از بانوانی که میخواهند خود را هم تراز مردان بدانند و تن به هر شغل و کاری میدهند. این قشر از بانوان اول باید به خود بیاموزند که وظیفه زن درآمدزایی نیست و اگر زن در کنار مرد در جامعه کار میکند، فرعیات خاص خود را دارد پس نباید به هر قیمتی وارد هر کاری در جامعه شد و باز هم تاکید میکنم که این نشانه ضعف دختران نیست، ما همگی باید این واقعیت را بپذیریم که خلقت زن از ابتدا بگونهای بوده که همیشه از زن به عنوان جنس لطیف یاد شده و این لطافت هم در جسم او وجود دارد و هم در روح او، پس قطعا مشاغلی که باید برای او در نظر گرفته شود نیز به فراخور این ویژگیِ خدادایش باشد....به همینخاطر زمانی که اعلام میشود وزارت کار رشته مهندسی معدن را برای زن در نظر نگرفته قطعا پشت این تصمیم تحقیر زن نبوده.
پس اگر خانمی مسلمان خواست وارد مشاغل اجتماعی شود هیچ منعی از نظر دین بر او وارد نیست حتی جامعه او را تشویق میکند...
هستند مشاغلی که حضور زنان در آنان واجب است و از ضروریات جامعه بشمار میرود و برای ارتقای سطح سلامت جامعه باید گروهی از بانوان وارد عرصههای اجتماعی شوند.
ولی متاسفانه بعضی باورهای غلط، زنان را وارد بعضی صنفها میکند که شان یک زن مسلمان زیر سوال میرود.
مثلا هستند بعضی از دخترانی که در بوتیکهای لباسفروشی و یا کافی شاپها و... با کمترین میزان درآمد در مشغول بهکار میباشند.
و اگر سری به روزنامهها بزنیم خواهیم دید تا کنون چندین و چند دختر از این طرق و به خاطر قرارگرفتن در شغلهای نامناسبی که اصلا در شان یک بانوی مسلمان نیست مورد اذیت و آزار قرار گرفتهاند و همگی قربانی باور شومی شدهاند که یا خود برای ذهن خود ساختهاند یا تلقین جامعه دور از باورهای دینی غرب برایشان بوجود آورده آنهایی که به زن بیشتر از یک ابزار نگاه نمیکنند...
زن میبایست، خودش برای خودش ارزش قایل شود نه اینکه با پوشیدن لباسهای ناشایست و قرار گرفتن در شغلهایی که مناسب شان او نیست وسیلهای باشد جهت هوسرانی و سوء استفاده دیگران.
من فقط یک سؤال از این زن و دختری که با وضعیت نامناسب تن به کارهایی اینچنینی میدهند دارم که واقعا تا این اندازه خود را حقیر میدانید که فقط با شما چون کالایی برخورد شود و پس از استفاده شما را کنار بگذراند؟ چرا بخواهید با قرار گرفتن در شغلهایی که مناسب عفت شما نیست خود را چون کالایی بیارزش در معرض نگاه نامحرم قرار دهید؟ چرا با انتخابی درست درباره شغل آینده خود این نگاه را از خود دور نکنید؟ که هم بتوانید زنی نمونه در جامعه باشید و هم مادر و همسری بی نظیر در خانواده....
پس منِ بانوی مسلمان ایرانی باید همیشه به این نکته توجه داشته باشم که قطعا زنان نيز از هوش و نبوغ والايي برخوردار هستند و آنچه را خداوند به مردان داده است به زنان نيز عطا فرموده اما تفاوتها نشانگر نقص و كمال مردان و يا زنان نخواهد بود. دين مبين اسلام وظايف را بنا برتفاوتهاي تكويني و طبيعي بين زنان و مردان تقسيم نموده است؛ يعني زنان بنا بر وظايف اصليشان بايد وظايف خانه و همسر و فرزند را متقبل شوند و زمانیکه احساس کردند که میتوانند این وظایف را بخوبی انجام دهند میتوانند وارد حرفههای موجود در جامعه شوند. اگر زنان در مسائل اقتصادي سهيم شوند و دوشادوش مردان باشند وضعيت جامعه بهتر خواهد شد اما تكيه بر اينكه زن شغل اصلي خود را فراموش نكند و اگر مجبور باشد كه براي بدست آوردن پول و امورات اقتصادي بيرون ازخانه كار كند، بايد شرايط كار، مناسب شأن زنان باشد و يا اينكه در جاهايي باشد كه زنان و مردان ارتباطات تنگاتنگ با هم نداشته باشند. زن بايد حدود پوشش و حجاب اسلامي را رعايت نموده تا امنيت جامعه محفوظ بماند و درنتيجه فساد به وجود نيايد.
تا کنون همة صحبت من درباره این بود که زن باید فلان کار را انجام بدهد و فلان کار را انجام ندهد تا بتواند سلامت خود، جامعه و خانواهای که در قبال آنها مسئول هست را تامین کند آیا در این وادی همة وظایف به گردن زن میباشد؟؟؟؟؟؟؟؟
قطعا این چنین نیست و باید کارگزاران جامعه نیز خود را مسئول بدانند که به فراخور نیروی کاری جوان که تقاضای فعالیت در جامعه را دارند شغل مناسب و امنیت شغلی را تامین کنند تا دختری که بنا به هر دلیلی نانآور خانواده هست و نتوانسته تحصیلات عالیه هم داشته باشد مجبور شود تن به هر کار خفت باری بدهد....
برنامهریزان کشورها از جمله ایران به نحوی برنامهریزی کنند که اشتغال زنان با اولویت جنسیتی زنان یعنی همسری و مادری، تزاحم و تعارض نداشته باشد به عبارت بهتر شغل نباید مانعی باشد برای ایفای نقش مادری و حضور مفید و مؤثر زنان و نیز اسکان و آرامش آنها در محیط خانه. از این رو، با یک تبعیضِ مثبت و قائل شدن استثنائات باید برای اشتغالِ زنان تفاوتهایی را لحاظ کرد.
نتیجه آنکه اشتغال زنان یک ضرورت اجتماعی است که بسیاری از نیازها را مرتفع میکند.
به عنوان مثال در صدر اسلام زنان در مشاغلی همچون پرستاری، آموزش، فروش صنایع دستی، دوخت و دوز، بافت و شیرفروشی حضور داشتند و پیامبر(ص) هیچگونه مخالفتی نسبت به این مشاغل و فعالیت زنان نداشتهاند و با توجه به اینکه فعل، تقریر و قول معصوم برای ما حجت است، و حضرت رسول (ص) سکوت کردهاند یا سخنی دال بر مخالفت با اشتغال زنان بیان نداشتهاند، حمل بر این میشد که اشتغال زنان ایرادی ندارد.
از سوی دیگر برخی مشاغل برای زنان ضرورت دارد و اگر نباشد در جامعه خلل ایجاد میشود، همچون پرستاری و پزشکی خاص جنس زن یا آموزش به دختران. علاوه بر این شغلهایی را داریم که حضور زنان در آنها واجب است همچون مامایی. در این میان هستند مشاغلی برای زنان که مستحب به شمار میروند و خوب است که باشد اما اگر خانمها در آنها مشغول نباشند، مشکلی به وجود نمیآید.
علاوه بر این هستند مشاغلی که بر اساس علایق بانوان انجام میشود و حکم مباح را دارند همچون برپایی گالری نقاشی یا نمایشگاه صنایع دستی و نیز باغبانی و گل آرایي.
اما از همه مهمتر آن است که بدانیم انرژی، استعداد و توانمندی و خلاقیت نیمی از پیکره جامعه را نمیتوان نادیده گرفت و باید از این ظرفیت و پتانسیل در وجود افراد خلاق و تحصیل کرده جامعه بهره برد و به صرف نگاه جنسیتی آنها را به حاشیه نسپرد.
فصل نامه دانشجویی-تحلیلی