آسیب شناسی معضلات فرهنگی
فرهنگ انقلابی و اسلامی بودن در تمام توده های مردمی و دولتی رسوخ کرده و هر کسی نهایت تلاش خود را به این سمت معطوف نموده بود: از اسلامی شدن رسانههای شنیداری و گفتاری تا دانشگاهها و مراکز دولتی و غیر دولتی. اما این اسلامی شدن در برخی موارد فقط شامل ظواهر محیط های مذکور می شد.در حالی که فرهنگ روح و اساس هر چیزی را شامل می شود.
اما از این نکته نیز نمی توان به آسانی گذشت که با وجود درگیریهای ابتدای انقلاب و بعد از آن دوران جنگ تحمیلی، روزهای شکلگیری نمودهایی از فرهنگ اصیل اسلامی در کشور گردید که از جمله آن میتوان به بسیج و اقدامات جهادی اشاره نمود که بعدا به طور مفصل در این موضوعات به تحلیل و کنکاش خواهیم پرداخت .
پس از آن و در دوران سازندگی و در دولتهای بعد از آن، فرهنگ روز به روز بیشتر به حاشیه رانده شد و سیستم غربی رشد و پیشرفت کم کم جای خود را در دل دولتها باز کرد. این روح بزرگ در یک وزارت خلاصه شده و در اساس کاری این وزارت خانه نیز توجه به اصل فرهنگ مورد اغفال قرار گرفت.
همانگونه که می بینیم خروجی این وزارتخانه که از مهمترین اساس کشور است، به تولیداتی خلاصه گردیده که در آنها نیز نمیتوان فرهنگ ناب و اصیل اسلامی را به طور جامع و کامل مشاهده نمود.
این وزارتخانه در فرع قرار گرفته است در حالی که باید به عنوان یک نگهبان مقتدر همواره بر اعمال دیگر وزارتخانه ها نظارت داشته باشد و هر جا تخطی از اصول از ایشان دیده شد فورا وارد عمل شود. درحالی که ما می بینیم هر کدام از این نهادهای اجرایی به طور مجزا عمل کرده و خروجی آن همان چیزیاست که امروز در جامعه شاهد آن هستیم.
در نتیجه این سردرگمی ها، کشور با روندی که مورد انتظار است به سمت ایجاد تمدن بزرگ اسلامی پیش نخواهد رفت و اینجاست که عدهای این بیتدبیری را بر گردن تعالیم بلند اسلامی و فرهنگ ایرانی انداخته و راه حل برون رفت از اوضاع جاری کشور را جدا شدن از فرهنگ اسلامی می دانند.
و این تفکر ضربه مهلکتری را به اساس کشور وارد کرده و ما را از رسیدن به هدف غایی دور می نماید. تفکر فرد گرایی غربی در خود این کشورها نیز محکوم به شکست است و روز به روز بر اندیشمندانی که این الگو و روش را مناسب نمیدانند افزوده میگردد. تفکری که زندگی این دنیا را جدای از عالم بالا میدانند. و تمام برنامهریزی های خود را معطوف به این دنیا مینمایند، چیزی جز غرق شدن لحظه به لحظه در منجلاب فساد و تباهی نخواهد بود و از این میان کسانی قادر به پیشرفت مادی و اجتماعی هستند که هر چه بیشتر در این منجلاب وارد شده و راه های غیر اخلاقی جدیدی را پیشه خود نمایند.
در این هجوم بیامان تفکرات بیپایه و اساس غربی، نه تنها راهی برای مقابله و دفع حملات صورت نگرفته است، بلکه عدهای نیزبه استقبال آن رفته و آغوش خود را برای این مظاهر بیفرهنگی تمام و کمال گشودهاند.
مقام معظم رهبری در طول سال های رهبریشان همانطور که پیشتر اشاره شد بارها و بارها به دولت ها و مسئولین مختلف خطرات غافل شدن از این هجوم بیامان را متذکر شدند و بارها خواهان جستن راه حلی برای این معظل گردیدند و حتی در این زمینه دستورات مهم و اساسی را ابلاغ فرمودند، اما همچون گذشته این رهنمودها مرد بیمهری قرار گرفت.
شورای عالی انقلاب فرهنگی
پس از تعطیل رسمی دانشگاه ها در خرداد ماه 59 امام خمینی (ره) در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خاص ملت مسلمان میباشد اعلام شده است و تا کنون اقدام موثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصا دانشجویان با ایمان، متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند اسلام خوف آن دارند که خدایی نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطهی رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ این مرکز مهم اساسی در خدمت استعمارگران قرار داده بودند.
ادامهی این فاجعه که مع الاسف خواست بعضی گروه های وابسته به اجناب است، ضربهی مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.
در این فرمان حضرت امام به عدهای از اساتید حوزه ها و دانشگاه ها ماموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر و متعهد از اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کردهی متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آیندهی دانشگاهها بر اساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آمادهسازی اساتید شایسته متعهد وآگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزش اسلامی اقدام نمودند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی، فعالیت های خود را در چند محور متمرکز کند.
تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه ها
گزینش دانشجو
اسلامی کردن جو دانشگاه ها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاه ها به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و به خصوص مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رییس جمهور وقت حضرت آیت ا... خامنه ای امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و در نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
با بازگشایی دانشگاهها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد به طوری حضرت امام در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد در بخشی از این فرمان آمده است خروج از فرهنگ بد آموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آنچنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد.
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375بر میگردد، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... خامنهای در تاریخ14/9/1375 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تاکید نمودند، در این پیام آمده است شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم الشان به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصههای امور فرهنگی کشور به خصوص دانشگاهها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به جای گذارد اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد اهمیت این بخش از مسایل فرهنگی تاکید مضاعف یافته است، توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و دیگر مراکز آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی به نوبه خود تکالیف تازهای را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور میگذارد که برتر از همه آنها اولا کیفیت بخشیدن به مایههای علم و تحقیق در این مراکز و ثانیا پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.
در بخشی دیگر از این پیام ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنلن به ارزشهای اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است: همه این حقایق مهم و هشداردهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده فرا می خواند، و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیت فرهنگی در حکم ستاد مرکزی و اصلی است به تحرک ونوآوری و همتگماری بر می انگیزد.
این نهاد مهم و اساسی در کشور متشکل از کارشناسان خبره در مسائل اجتماعی و فرهنگی، جهت رصد لحظهای کشور، یافتن نقاط ضعف و قوت تصویب طرحها و پیگیری اجرایی شدن طرحها و همچنین مسئولین اجرایی کشور جهت اجرایی نمودن مصوبات این شورا و نظارت بر روند اجرا میباشد.
در طول سالها و با وجود کارشناسان آزموده و بصیر در میان جمع این شورا، این نهاد مهم کشور آنچنان که ترسیم شده بود و امام و رهبری از این جمع انتظار داشتند، خوب عمل نکرده و با وجود توفیقات فراوان، به آن روند مورد انتظار دست نیافته است. آنچنان که می بینیم در این سالها نه تنها روند اسلامی شدن محتوای دانشگاهها، به عنوان یکی از مصوبات این شورا، پیش نرفت، همان ظاهر اسلامی دانشگاهی که در اول انقلاب شکل گرفت نیز روبه افول است. این عدم موفقیت را میتوان ناشی از جامع و کامل نبودن مصوبات، اجرایی نبودن آنها و یا اهمال در دستگاههای اجرایی دانست. و این نمونهای از عدم توفیق این نهاد اجتماعی، با وجود تمام تلاشها میباشد.
راهکارهای برون رفت از دوره مظلومیت فرهنگی
آن چیزی که ملتها را میسازد فرهنگ صحیح است. فرهنگ مبدا همه خوشبختیها و بدبختیهای ملت است. اگر فرهنگ درست بشود یک مملکت اصلاح می شود. اگر فرهنگ، فرهنگ صحیح باشد جوانهای ما صحیح بار می آیند.
فرهنگ هویت یک ملت است. ارزشهای فرهنگی، روح و معنای حقیقی یک ملت است. همة امور بر مدار بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیل اقتصاد نیست، حاشیه و ذیل سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگند، به این مهم باید توجه کرد. نمی توانیم فرهنگ را از عرصههای دیگر منفک کنیم.
اینکه ما گفتیم مسایل اقتصادی و مسایل گوناگون مهم پیوست فرهنگی داشته باشد، معنای آن همین است، یعنی اینکه یک حرکت اساسی که در زمینهی اقتصاد، در زمینهی سیاست، در زمینهی سازندگی، در زمینهی فناوری، تولید، پیشرفت علم میخواهیم انجام بدهیم، ملتفت لوازم فرهنگی آن باشیم. گاهی اوقات انسان در یک کاری وارد میشود، یک کار اقتصادی انجام می دهد، اما لوازم آن و تبعات فرهنگی آن را توجه ندارد. بل، کار کار بزرگی است ؛ کار اقتصادی بزرگی است، منتها بر آن مترتب میشود لوازمی و تبعاتی که برای کشور ضرر دارد؛ فرهنگ این جوری است. باید در همه ی مسایل آن نکتهی فرهنگی را در نظر داشت و نگذاریم که این از یاد برود. همین دو جمله از امام بزرگوار و رهبر معظم انقلاب برای سامان دادن به وضعیت فرهنگی کشور کافی است .
بر اساس این جملات ارزشمند ، نباید فرهنگ را در یک نهاد اجرایی به نام وزارت ارشاد خلاصه نمود،که با تغییر سیاستها و دولتمردان همان تصمیمات و اعمال اجرایی محدود نیز دستخوش تغییرات پی در پی گردد.
فرهنگ روح و درونمایه تمام تصمیمات، مصوبات، کارهای اجرایی و نظارت بر تمام این موارد است. کشوری به پویایی فرهنگی دست مییابد که این مهم را در تمام جنبهها اصل دانسته و تمام فعالیتها را براساس رعایت مصلحت فرهنگی انجام دهد.
فرهنگ را نباید در چند چیز محدود خلاصه کرد. در تمام جنبههای زندگی فردی و اجتماعی باید فرهنگ ناب اسلامی و ایرانی را وارد نمود.
به طور مثال فرهنگ باید هم در تولیدات یک کارخانه اسباب بازی و هم در ابعاد وسیع تر در صنعت موشکی مورد توجه قرار بگیرد. فرهنگ حتی در طراحی و تولید ماشین هم جزو اصول اساسی است. به طور نمونه میتوان به مقایسه تفاوت طراحی ماشینهای غربی و شرقی پرداخت. که هر گروه با توجه به فرهنگ زندگی مردمانشان اقدام به طراحی و ساخت ماشین نمودهاند. حال با توجه به مواردی که به اجمال گفته شد راهکارهایی را ارائه می دهیم که امیدواریم راهگشای برخی مسائل کشور گردد:
1-تصویب پیوستهای فرهنگی برای تمام وزارتخانه ها، سازمانها، شرکتهای دولتی و خصوصی و نهادهای اجتماعی در شورای عالی انقلاب فرهنگی: ارگان های ذکر شده در بالا وظیفه دارند به طور تمام و کمال ملاحظات تصویب شده را در تمام محصولات، مصوبات و حتی در عزل و نصب های خود رعایت نمایند. و اینگونه فرهنگ از قالب وزارتخانه خارج شده و در تمام کشور به عنوان روح هر عمل مورد توجه قرار می گیرد. و با تغییر دولتها نیز اصول اساسی ثابت باقی خواهد ماند.
2- تشکیل کار گروهی جهت نظارت دائمی بر وزارتخانهها در رعایت پیوستهای فرهنگی ذکرشده.
3- خارج شدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از حالت وزارت رسانه اسلامی:
این وزارتخانه باید در روند کاری خود تجدید نظر نموده و به عنوان نماینده اجرایی شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت نماید.
4-رواج فرهنگهای زیبایی که با احیا ایجاد و یا گسترش بیشتر آنها کشور سریعتر به سمت هدف خود حرکت خواهد نمود.
مانند: فرهنگ کار جهادی، فرهنگ بسیج، فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر، فرهنگ مسجد و ...
5-بازنگری روند پیشرفت فرهنگی کشور، هر چند مدت یکبار، به منظور اصلاح نواقص پیش آمده احتمالی و همچنین تغییر در این روند با توجه به مقتضیات هر زمان.
فصل نامه دانشجویی-تحلیلی