یادداشتی در باب فطرت و مدرنیته در باب ماهواره
کسی که سنتی هست باید بپذیرد و به یاد داشته باشد که هر سنت روزی مدرن بوده و بالطبع مثل هر مدرن دیگری مناسب برای نیازی و مغایر و متضاد با خیلی از سنت های هم عصر خود بوده است. مثل کسی که امروز کت و شلوار تیره و پیراهن روشن می پوشد و مو های کوتاه دارد و از جبهه و منظر سنت به یک نوجوان که شلوار جین چروک و تی شرت قرمز طرح دار پوشیده نگاه می کند و فراموش کرده که پوشش خود او روزی نماد مدرنیته و در کشور ما نماد غرب گرایی افراطی بوده است.
در طرف مقابل طرف داران مدرنیته که مبدع ایده یا ابزار جدیدی هستند نیز باید بپزیرند که زمان با آنان همان خواهد کرد که با سنت کرده است.
طرفه تر این که امروزه دعوای سنت و مدرنیته با شتاب گرفتن علم و صنعت و کم رنگ شدن تأثیر زمان تبدیل به دعوای مدرنیته با مدرنیته شده است و عملاً، تغییرات ، دیگر جزء ثابت زندگی ما شده اند و هدف نگارنده بیشتر تعیین خط مشی ما در برخورد با تغییرات است .
در حالی که نگاه نفی یا اثبات محض در قبال سنت یا مدرنیته ندرتاً در بعضی افراد دیده می شود ، اما نگاه غالب افراد برخورد نسبی با سنت و مدرنیته است . به طوری که اغلب افراد سنت های خوب و مدرن های خوب را انتخاب می کنند و به طور نسبی سنتی یا مدرن هستند.
تجربه تاریخی نشان از اشتباهات مکرر ما در رد یا انتخاب سنت ها و مدرن ها دارد .بخشی از این اشتباهات ناشی از عدم وجود معیار مناسب در این زمینه است .
پا فشاری ما بر بعضی سنت ها و یا زود باوری و اعتماد ما به بعضی مدرن ها منجر به مناقشات بیهوده و گاهی آسیب های جبران ناپذیر و گاهی عقب ماندگی شده است.
مصادیق این اشتباهات در ذهن من و شما چنان متنوع و زیاد است که ذکر هر یک از آن ها به عنوان اشتباه ، باعث شروع مناقشه و بحث جدیدی خواهد بود.
مواردی مثل ماهواره، شبکه های اجتماعی ، تماس های تصویری، پوشش ها و آرایش ها ، گروه ها و نحله های جدید ، تکنلوژی های زیستی و لقاح وبسیاری از این دست وجود دارد که جامعه ما در حال حاضر در چالش رد یا قبول آن هاست و به دلیل نبودن معیار عام پسند در یک سردر گمی بلا تکلیفی بسر می برد و طبق تجربه و روال سابق در موارد مشابه، این ایده و ابزار های جدید وارد زندگی ما می شوند و با جنجال و سرو صدا کم کم همه گیر می شوند و آثار مخرب یا مفید آن ها به اسم تجدد یا توسعه و سپس عرف پذیرفته شده و جزئی از زندگی ما می شوند.
به این ترتیب و به دلیل نبودن معیار انتخاب ، زندگی فردی و اجتماعی ما پر شده است از تناقضات اجزای بی ربط که روز به روز هم به آن افزوده می شود.
به نظر نگارنده راه برون رفت از این وضعیت ، حرکت و عبور از مصادیق به سمت مبانی است. نقطه قوت ما دسترسی به مبانی تعریف شده و منطبق با فطرت بشری است که در قالب معنی اخص دین عرضه شده است.
ایده آل در این زمینه باز تعریف مبانی به زبان و زمان روز و در کنار آن و ساختن و ابداع ابزار ها و ایده های مورد نیاز منطبق بر مبانی به دست خودمان است . به نظر نگارنده فعلاً این ایده آل کمی از ما دور است . فعلاً که ما بیشتر به جای ایستادن درمقام ایجاد ، در مقام انتخاب تولیدات دیگران با مبانی خودشان ایستاده ایم لازم است مبانی خودمان را در انتخاب در اولویت بگذاریم .
اگر به جای تاکید و تبیین مبانی به سمت تعیین وتحدید یا انتشار مصادیق برویم ؛ هم از مبانی و هم از مصادیق باز خواهیم ماند .
ما معتقدیم شیوه ای که غرب در تحمیل برهنگی به آن متوسل شد، مثل تصویب قانون ، سیاست های تشویقی و تنبیهی و ترویج مد که همگی سعی در تغییر مصادیق عینی و خارجی دارد ، شکست خواهد خورد ، چرا که فطرت انسان بر حجب و حجاب است . حال آیا استفاده ما از شیوه های غرب در ترویج حجاب بدون تبیین مبانی می تواند موفق باشد ؟
عبور از مصادیق به سمت مبانی به معنی عبور از عمل به سمت تئوری نسبت بلکه جهت دار و هدف دار کردن عمل و تئوری است.
مثلاً به نظر نگارنده طبق مبانی ما هر ابزاری که حاوی محتوای خوب باشد یا قابلیت حمل محتوای خوب را داشته باشد خوب است و مصادیق آن هرچه می خواهد باشد . اگر امروز شمشیری بر تن ما فرود می آید و ما نمی توانیم از شمشیر استفاده کنیم، شمشیر بد نیست بلکه ناتوانی ما بد است.
فصل نامه دانشجویی-تحلیلی