راه‌حل مطلوب و کارآمدی در مواجهه با این رسانه‌ها ارائه دهیم و همواره از این رسانه‌ها آسیب  دیده‌ایم . رسانه‌هایی که به عقائد، اخلاق و فرهنگ ما هجمه آورده‌اند والبته پس از انقلاب اسلامی کارکردی سیاسی و امنیتی مضری نیز برای جامعة ایرانی و اسلامی داشته‌اند. ما گاهی(دقیقاً البته همیشه) آنها را تحریم و ممنوع کرده‌ایم و بعد از گذشتن موج آن و آمدن ابزاری فراگیرتر و مضرتر قبلی را رها کرده‌ایم و البته از حدود سال‌های 1373 به بعد در منازعه و کشمکش با ماهواره باقی مانده‌ایم. معمولاً نیز پس از دوره‌ای تحریم و اعمال قانون و برخوردهای انتظامی و قضائی سعی کرده‌ایم کارهای ایجابی نیز بکنیم و مثلاً تعداد شبکه‌های داخلی را تنوع ببخشیم و یا برخی شبکه‌های خارجی را در داخل پخش کنیم یا برنامه‌های جذاب‌تری بسازیم و به موازات از سیاست پارازیت‌اندازی و جمع‌آوری تجهیزات دریافت ماهواره نیز استفاده کرده‌ایم همان‌گونه که در مورد اینترنت از سیاست فیلترینگ و ایجاد سایت‌های مفید همزمان بهره برده‌ایم. این کارها همگی خوب بوده و هست و اشکالش آن بوده که همیشه با یک تأخیر ده ساله اتفاق افتاده؛ مثلاً فکر استفاده از آنتن‌های دیجیتال و دریافت حدود پنجاه شبکة داخلی، ده سالی دیر به فکر مسئولان رسید. اما جز این ظاهراً کاری نمی‌توانیم بکنیم.

2- ما در یک هجمه و جنگ هستیم که زمینش را دشمن معلوم می‌کند، او دست بالا را از منظر تکنولوژی شیطانی خود دارد و فعلاً متأسفانه باید با ابزار او با او جنگید. ابزاری که من معتقدم روز به روز برای او کارآمدتر و برای ما ناکارآمدتر می شود و ما باید به تدریج آن را رها کنیم( یعنی خودش رها می‌شود و ناکارآمدتر می‌شود.) ما تا کجا می‌توانیم فیلترینگ کنیم و به شبکه‌های خود تکثر بدهیم؟ به نظر می رسد تا حدود ده سال آینده(تقریباً انتهای چشم انداز 1404) ما در مقابل ماهواره‌ها و هزاران شبکه، که به راحتی مانند تلویزیون داخلی دریافت خواهند شد خلع سلاح هستیم و پارازیت‌اندازی و یا تکثر شبکه‌ها، سیاست خوبی برای مقابله با ماهواره نخواهد بود کما این‌که اکنون نیز مؤثر نیستند، هر چند نمی‌توان آن‌ها را نفی نمود.

3- چه باید کرد؟ من برخلاف نظر غالب، ماهواره  و اصولاً رسانه را در شکل‌ دهی به فکر و ذهن و سبک زندگی افراد آنچنان مؤثر نمی‌دانم. ماهواره حالت ماتأخر دارد و نه ماتقدم. افراد معمولاً در جایی دیگر و با روش‌های دیگری چارچوب و اصول فکری و ذهن خود را می‌سازند و ماهواره‌ها و همة رسانه‌ها، نه چارچوب‌ساز، بلکه کمک کننده به تکمیل این چارچوب‌ها هستند. در سالیان گذشته از تعدا زیادی از دوستان و آشنایان در مورد تأثیر رسانه‌ها بر زندگی دینی و یا غیر دینی آنان پرسیده‌ام، هیچ کس اظهار نکرده است که با دیدن رسانه‌ها مؤمن یا غیر معتقد شده است، بلکه به خصوصو در سالیان اخیر این مخاطب است که برنامة خود را انتخا ب می‌کند و دست سازندگان روز به روز  نسبت به مخاطبان کوتاه می‌شود.

من تنها راه حل را بازگشت و رجوع جدی  به نهادهای سنتی و دینی اصیل همچون مساجد و کانون‌های قرآن و هیأت‌ها می‌دانم. این به معنای رفع فیلترینگ یا نفی تعدد شبکه‌های مفید نیست، بلکه بحث بر سر اولویت است. اولویت تخصیص بودجه‌ها و امکانات باید با مساجد و کانون‌های  واقعی دینی باشند و نه گسترش شبکه‌هایی که هر روز کمتر از دیروز دیده می‌شوند. نهادهای دینی سنتی ما توان مقابلة جدی با این پدیده‌ها را دارند و تنها ما باید به آنها اعتماد کرده و از آنها حمایت کنیم.

 مصون‌سازی فردی و خانوادگی توسط مساجد و روحانیون فرهیخته، تنها راه مبارزه با ماهواره در دهه‌های آینده خواهد بود والا رقابت با ماهواره به وسیلة تلویزیون، نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت. یک ضرب المثل چینی می‌گوید، پوشیدن یک کفش راحت‌تر از فرش کردن همه جا است! ما ناگزیریم حدأقل جوانان نخبه کشور را با کارهای واقعی و نه مجازی مصون کنیم والا اصلاح کلی از دست ما ساخته نیست.

ما اکنون در آخرالزمان هستیم و زمانه، زمانة غلبة طاغوت و دولت ابلیس است و ماهواره ابزار ابلیس، تا می‌توان بهتر است از سلاح او در جنگ با او استفاده نکرد و به داشته‌های خود تکیه کرد. باید مساجد و نهادهای سنتی چون منبر و وعظ را جدی گرفت و باور کرد. این تنها راه حل است. با ماهواره نباید با ماهواره مبارزه کرد بلکه باید با ماهِ واقعی به مصاف آن رفت با ماهِ واقعیِ دین.