نظام ریاستی- نظام پارلمانی کدامیک؟
شکل ریاستی حکومت (دولت)
در حکومت ریاستی رئیس اجرایی رئیس اسمی نیست بلکه هم رئیس دولت و هم رئیس حکومت است . کابینه او مرکب از مشاوران، معاونان و دستیاران است که به طور کامل پیرو او هستند و در برابر او مسئول اند نه در برابر قوه مقننه. در واقع اعضای کابینه او نمی تواند از میان اعضای قوه مقننه باشند.
این افراد رئیسان اداری هستند که حق پیشنهاد قانون ندارند و در قوه مقننه هم نمی توانند روش وضع قانون را هدایت کنند، رئیس قوه مجریه هم عضو قوه مقننه نیست و حق شرکت در مذاکرات آن را هم ندارد دوره تصدی او هم که زمان معین است به قوه مقننه بستگی ندارد و برای بازخواست رئیس قوه مجریه به طبق قانون اساسی روش خاصی وجود دارد. استقلال و جدایی کامل ارگانهای قوه مجریه و مقننه، خصلت ویژه شکل ریاستی حکومت است . در شکل ریاستی حکومت سه ارگان حکومت یعنی قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه جدا از هم و در قدرت متناسب هستند.
دولت ایالت متحده آمریکا نمونه بارز حکومت ریاستی می باشد.که تمام ایالت آن نیز طبق همین روش اداره می شوند.اینک در مورد چگونگی حکومت ریاستی بحث می کنیم وبه عنوان کشور نمونه کشور فدرال آمریکا را در نظر می گیریم.
در ابتدا باید گفت تفکیک مطلق و کامل قوا یعنی هر یک از سه قوه به طور مستقل و مجزا از دیگری به وجود آمده و بر اساس ضوابط و ملاکهای خاص به اعمال حاکمیت و قدرت به طور جداگانه می پردازند. بر اساس این سیستم هیچیک از قوا حق انحلال ویا تعطیل کردن قوای دیگر را نخواهد داشت. طبق قانون اساسی 1787 امریکا،این کشور دارای یک قوه مقننه به نام کنگره است که مرکب از دو مجلس نمایندگان وسنا می باشد و اعضای آن فقط از طرف مردم انتخاب می شوند. همچنین ریاست قوه مجریه را رئیس جمهور بر عهده دارد که نیز توسط مردم انتخاب می شود. ضمنا وزرا در برابر مجلس هیچ گونه مسئولیتی ندارد و نیز رئیس جمهور حق انحلال هیچ یک از مجالس را ندارد لیکن میتواند مصوبات آن را به صورت تعلیق مسکوت بگذارد. رئیس جمهور آمریکا در برابر کنگره حق وتو دارد و معاون او رئیس مجلس سنا نیز می باشد در ضمن کنگره به ریاست رئیس دیوانعالی کشور مسئول رسیدگی به جرایم رئیس جمهور بوده و حق محاکمه او را دارا می باشد با این تفصیل می شود گفت رسیدگی به جرایم رئیس جمهور و معاون او توسط مجلس نمایندگان انجام می شود و پس از تصویب دوباره در مجلس سنا به ریاست رئیس قوه قضائیه محاکمه شده و با آرای (دو سوم)نمایندگان سنا عزل می شودبا این توصیف می توان گفت با حق وتو قوانین که به رئیس جمهور داده شده است وی جلوی استبداد کنگره را می گیرد و کنگره به ریاست رئیس دیوانعالی کشور جلوی تبدیل شدن دولت رئیس جمهور را به یک دولت دیکتاتوری می گیرد و مانند شمشیر داموکلس بر سر رهبران به طور دمکراتیک منتخب آویزان می باشد.
به این صورت هر یک از سه قوا از هم جدا می باشند ولی به وسیله های مختلف جلوی استبداد احتمالی یکی از قوا را می گیرند و در عین تفکیک قوا به صورتی برکار هم نظارت دارند.
معایب نظام ریاستی:
رئیس قوه مجریه خود کامه می شود.
سخت گیری او اجازه نمی دهد با زمان همگام باشد.
تصمیمات با تاخیر و غیر عادی گرفته می شود.
برای کشورهای دارای وسعت متوسط نامناسب است.
مسئولیتها تضمین نشده است.
مزایا و محاسن نظام ریاستی:
ثبات حکومت را تضمین می کند.
سیاستی مستمر و مداوم پی گیری می شود.
ریاست جمهوری که منتخب مردم و بدون مسئولیت در برابر قوه مقننه است.
مقام مناسبی برای بر آمدن از عهده ضرورتها است.
از خدمات کارشناسان بهتر استفاده می کند.
برای کشورهای دارای جوامع مختلف مناسبترین شکل حکومت است.
اطمینان سیاستها تضمین شده است.
روحیه حزب گرایی به کمترین حد می رسد.
شکل پارلمانی حکومت
در این شکل از حکومت قوه مقننه بر قوه مجریه برتری حقوقی و قانونی دارد و دست کم در عالم نظر،رای مخالف آن می تواند کابینه را که قوه اجرایی واقعی کشور را به وجود می آورد ساقط کند. در این نظام حکومتی مقام اجرایی اسمی یا افتخاری جدا از کابینه هم وجود دارد کابینه اقتدار خود را به نام مقام اجرایی اسمی اعمال می کند. مقام اجرایی اسمی کابینه را از میان حزب اکثریت یا از ائتلاف احزاب در قوه مقننه تشکیل می دهد و این قوه می تواند با شیوه های گوناگون مانند: پیشنهاد توبیخ ، عدم تصویب تقاضای مالی یا بودجه ،ردلاحیه های عادی تقدیمی وزیران ،که جلو اجرای مورد پیشنهاد را می گیرد،یا سئوال و استیضاح که با رای رسمی عدم اعتماد کابینه را ساقط می کند با قوه مجریه برخورد نموده و یا آن را بر کنار کند این شکل حکومت پیش از هر جا در بریتانیا استقرار یافت از آن پس کشورها مانند فرانسه،کانادا،استرالیاو برخی کشورهای آسیایی مانند هند آن را پذیرفتند می توان گفت که نهال شکل پارلمانی حکومت توانسته است در برابر توفانهای شدید سیاسی در بریتانیا یا برخی کشورهای مشترک المنافع مقاومت کند و شکوفا شود.
گر چه نتوانسته است در برابر یورش و توفانهای دیگر در برخی از سرزمینها پایداری کند و جای خود را به دیکتاتوریها داده است. شکل پارلمانی حکومت فقط در یک محیط متجانس توانایی شکوفایی دارد عقیده نیومن درست است که (پیش نیازهای خاصی وجود دارد که بدون آنها حکومت کابینه ای براحتی ممکن است به چیزی به طور کامل متفاوت تبدیل شود) برخی از این پیش نیازهای ضروری شکل پارلمانی حکومت از این قرارند:
1- وجود رئیس اسمی: وجود یک مقام اجرایی اسمی یا رئیس دولت نخستین پیش شرط شکل پارلمانی حکومت است قدرت اجرایی را کابینه به نام رئیس دولت اعمال می کند.
2- مسئولیت جمعی: هیئت وزیران که در شکل پارلمانی حکومت قوه مجریه واقعی را تشکیل می دهند در مقابل مجلس نمایندگان مسئول می باشد اصل (همه برای یکی یکی برای همه)در شکل کابینه ای حکومت به کار می رود وقتی کابینه سیاست خاصی را تدوین کرد وزیران باید در برابر قوه مقننه و عموم مردم جبهه واحدی را اتخاذ کنند و در صورتی که با سیاست وزیران مخالف باشند باید استعفا کنند در غیر این صورت مسئول سیاست کابینه می باشند.
3- مسئولیت فردی: هر یک از وزیران مسئولیت اداره وزارت خانه ای را دارند در برابر برنامه ها و اعمال وزارت خانه مطبوع خود مسئول می باشند و باید در برابر قوه مقننه جوابگو باشند در مواردی که مورد انتقاد خصمانه مجلس روبرو شوند برای اینکه هم قطاران خود را در گیر این موضوع نکنند باید استعفا دهد.
4- تجانس سیاسی: کابینه از اعضای بر گزیده یک حزب سیاسی تشکیل می شود این اعضا باید از نظر سیاسی و ایدئولوژی هماهنگ باشند در غیر این صورت یا با مشکلات عدیده ای دست به گریبان می شوند و تنها در دوران بحران کابینه ائتلافی از چند حزب مخالف تشکیل می شود تا در کنار هم به نفع کشور کار کنند که این نیز به دشواری روی می دهد.
5- عضویت پارلمان: باید اعضای کابینه و دیگر وزیران به طور معمول اعضای پارلمان باشند یا طی یک دوره معین باید به عضویت پارلمان در آیند این وضعیت، آنها را قادر می کند که در فرایند تصمیم گیری دخالت داشته باشند و مجلس نیز بر عملکرد دولت نظارت بیشتری داشته باشد.
6- محرمانه بودن طرز کار: کابینه متشکل از یک حزب نه تنها دارای تجانس است بلکه اسرار مذاکرات را محفوظ می دارد و این پیش شرط دیگر حکومت پارلمانی است و حفظ اسرار شرط اساسی موفقیت حکومت پارلمانی در عصر حاضر است که در آن کشورها به جدیت می کوشند از دیگران برتر باشند و دولتها نیز با کسانی که اسرار حکومتی را فاش کنند بر خورد قاطع می کنند و برای منع افشای اسرار قوانینی وضع کرده اند.
7- رهبری نخست وزیر: در شکل پارلمانی حکومت نخست وزیر رهبر کابینه است او (سنگ پایه ساختمان کابینه است ) او سخنگوی کابینه است و سخنان او در داخل و خارج پارلمان حکم بیانیه را دارد و او می تواند تا حدی معین در سازمان کابینه خود تعقیراتی به وجود بیاورد.
8- اپوزیسیون سالم و کار آمد: اپوزیسیون سالم و کارآمد که گفته می شود حکومت بدیل است روح و جان حکومت پارلمانی است به عقیده لاسکی ( زندگی دولت دمکراتیک بر پایه نظام حزب ساخته می شود سخن از دمکراسی پارلمانی بدون اپوزیسیون تصور کردنی نیست ) اپوزیسیون به شرط آنکه سالم و کارآمد باشد حزب حاکم را در مسیر درست نگاه می دارد و اجازه نمی دهد که از اقتدار خود سو استفاده کند و خود کامه شود.
انگلستان را می توان به عنوان یک دولت پارلمانی نام برد که پادشاه یا ملکه رئیس اسمی دولت می باشد و قوه مقننه که توسط مردم انتخاب می شود نخست وزیر را از حزب حاکم و اکثریت مجلس انتخاب کرده و وی مامور تشکیل کابینه از بین نمایندگان مجلس می شود و کابینه به طور جمعی و فردی در برابر مجلس مسئول می باشند و نخست وزیر در انگلستان رئیس واقعی دولت می باشد و پارلمان نیز به وسیله اپوزیسیون بر کار دولت نظارت کامل دارد در برتانیا اپوزیسیون با نام (اپوزیسیون علیا حضرت ملکه ) خوانده می شود و به رهبر حزب اپوزیسیون از خزانه بریتانیا حقوق مقرر پرداخت می شود او با یک وزیر کابینه برابری می کند و به طور کلی نخست وزیر در مسائل مهم سیاسی با او مشورت می کند و او نیز بر کار کابینه نظارت کامل دارد تا در صورت انحراف دولت مسئله را در قوه مقننه اعلام کند.
با اینکه حکومت پارلمانی معایب زیر را دارد با این حال این نوع حکومت طرف داران زیادی دارد و در واقع در بیان نقایص حکومت کابینه ای اغراق شده است و در بعضی از کشورها مثل انگلستان هیچ یک از مشکلات زیر به وجود نیامده است و حکومت پارلمانی یک حکومت بسیار قوی و کارآمدی نشان داده است گر چه در بعضی کشورها نیز عکس این بوده است .
معایب نظام پارلمانی:
در نظام پارلمانی تفکیک قوا نقض می شود.
شکل بی ثباتی از حکومت است و در سیاست استمرار و تداوم وجود ندارد.
کشور به آشوب کشیده می شود.
قوه مجریه خود کامه شده و منافع ملی نا دیده گرفته می شود.
بحران ملی به طور مناسب رفع نمی شود.
هماهنگی قوای مجریه و مقننه ممکن است زیانبار باشد و بروکراسی گسترش یابد.
مخالفت می شود صرفا برای اینکه مخالفت شود.
قوه مجریه در برابر قوه مقننه فرو دست می شود و اینکه حکومت پارلمانی حکومت سیاست پیشگان است.
مزایا و محاسن نظام پارلمانی:
هماهنگی میان قوه مجریه و قوه مقننه
وجود مانعی بر سر راه خودکامگی قوه مجریه
حکومت مردان و زنان پر توان و راحتی تصمیم گیری
آگاهی کامل از عقاید موجود در مجلس و میان مردم
وجود اپوزیسیون قوی که حکومت بدیل دانسته می شود
پاسخگویی در برابر افکار عمومی و قابلیت انعطاف
ارزش آموزشی گسترده
دمکراتیک شدن پادشاهیها و ابتکار در قانون گذاری
مقایسه شیوه حکومت دولت ریاستی وپارلمانی باجمهوری اسلامی ایران
1- در نظام جمهوری اسلامی ایران مانند شیوه حکومت پارلمانی دو رئیس دولت وجود دارد با این تفاوت که رئیس حکومت قانونی در ایران اسمی نیست و دارای اختیارات گسترده ای است که به شیوه های مختلف اعمال می شود .
2- در جمهوری اسلامی رئیس جمهور و وزراء در مقابل مجلس مسئول می باشند و جوابگو مجلس هستند و نمایندگان می توانند وزیران و رئیس جمهور را استیضاح کنند و به وزراء رای عدم اعتماد داده و وی را برکنار کنند ولی برای برکناری رئیس جمهوری مکانیزم خاصی لازم است که طبق قانون اساسی مشخص شده است.ولی در حکومت ریاستی وزراء در برابر مجلس جوابگو نیستند و در حکومت پارلمانی مجلس می تواتد قوه مجریه را ساقط کند ولی در جمهوری اسلامی چنین امکانی را ندارد
3- در نظام جمهوری اسلامی ایران برخلاف نظام پارلمانی رئیس جمهور و وزراء عضو قوه مقننه نیستند ولی می توانند با ارائه طرح ولاحیه در امر قانون گذاری دخالت کنند و مصوبات مجلس را رئیس جمهور باید امضاء کند ولی رئیس جمهور بر خلاف حکومت ریاستی حق وتو مصوبه را ندارد و موظف به امضاء آن است.
4- در نظام اسلامی رئیس جمهور در پاره ای از اوقات استثنایی که طبق قانون مشخص شده حق قانون گذاری دارد ولی در شرایط عادی برای اجرای مصوبات قانونی با تصویب آئین نامه ها و مصوبات هیئت وزیران تا حدودی برای انجام امور وزارتخانه ها و موئسسات دولتی در امر قانون گذاری دخالت می کند.که این بر خلاف اصل تفکیک قوا از هم، در نظامهای ریاستی است.
5- در جمهوری اسلامی رئیس جمهور در هیچ شرایطی حق منحل کردن مجلس را ندارد ولی نمایندگان مجلس می توانند با طرح استیضاح رئیس جمهور و رای عدم اعتماد و سیر مراحل قانونی رئیس جمهور از مقام خود بر کنار کنند.وبرخلاف نظامهای پارلمانی مجلس نمی تواند به تنهایی رئیس جمهور را بر کنار کند.
6- مدت زمان ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی دو دوره چهار ساله است و بقای آن به مجلس ربطی ندارد و توسط انتخاب مستقیم مردم و تنفیذ مفام رهبری به این مقام منصوب می شود.
7- در جمهوری اسلامی ایران دولت موظف به تهیه و تنظیم بودجه سالانه کل کشور و تسلیم آن به مجلس شورای اسلامی جهت تصویب است.
نتیجه گیری:
با توجه به آنچه در صفحه های قبل ذکر گردید نظام جمهوری اسلامی ایران شباهتها و مغایراتی با هر دو نظام ریاستی و پارلمانی دارد. ولی بررسی دقیق نشان می دهد که نظام اسلامی شباهتهای بیشتری با نظام ریاستی دارد ولی این به آن معنی نیست که می توان نظام ایران را جزو نظامهای ریاستی قرار داد زیرا دولت ایران تفاوتهای فاحشی با هر دو نظام فوق الذکر دارد.
با اینکه در قانون اساسی صراحتاً اعلام شده که قوای جمهوری اسلامی به صورت مستقل از هم می باشند ولی در عمل وظایف سه قوا در پاره ای موارد چنان در هم می پیچد که مجزا کردن وظایف آنها از هم دشوار و استقلالشان مورد تردید قرار می گیرد مجلس شورای اسلامی با طرح سوال و استیضاح وزیران و حتی رئیس جمهور در کار دولت دخالت کرده و دولت نیز با تقدیم طرح و لاحیه به مجلس و تصویب مصوبات و آئین نامه ها در کار قانون گذاری و مجلس دخالت می کند .
پس می توان گفت نظام جمهوری اسلامی ایران تنها نظامی می باشد که بر پایه اندیشه های اسلامی و فقه جعفری بنا شده است که آن را با هر نوع نظام سیاسی دیگر متمایز می کند و باعث می شود که این نظام دارای خصوصیات متفاوت از سایر نظامهای رایج جهان باشد تا حدی که نمی توان آن را جزو گروه خاصی از نظامها قرار داد. ودر واقع بیشتر محاسن هر دو نظام را در خود جای داده است و اختلاطی از دو نظام بر پایه ایدئولوژی اسلامی شیعی است.
فصل نامه دانشجویی-تحلیلی