مهندس حسن شاطری شهید مظلوم ما سرداری که صهیونیستها بیش از دوستان میشناختندش!
حاج حسن" اگرچه سردار بود اما سر داد، نه در ميدان جنگ كه در كارزار سازندگي و آباداني؛ مدتها بود كه رداي خدمترساني به مظلومان لبنان را به تن كرده و جاي جاي اين ديار را با دستان پرتوان خود آباد كرده بود.
بيراه نگفتهاند كه شهادت لياقت ميخواهد و عجيب نيست كه اين سينهزن و مياندار هيأت شيعيان بيروت و ندبهخوان جمعهها، با پهلوي زخمي به استقبال فاطميه رود.
سردار شهید حسن شاطری رییس ستاد بازسازی ایران در لبنان از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بود که در امور مهندسی جنگ، راهسازی و جاده سازی در مناطق جنگی فعالیت داشت.
وی در جریان جنگ ایران و عراق در حوزه مهندسی جنگ، جاده سازی و راه سازی مناطق جنگی فعالیت داشت. با پایان یافتن جنگ در بازسازی کردستان و افغانستان به فعالیت پرداخت.
این شهید بزرگوار مان حاج حسن شاطری از جمله افرادی بود که از اوایل سال 60 وارد کردستان شد و در پر مخاطره ترین شهرهای کردستان ،شهر سردشت که در محاصره گروهک های ضد انقلاب بود همراه سایر رزمندگان دیگر وارد کردستان شدند .
سال 61 که در کردستان پاکسازی شروع شد از یگان های مختلفی از همه مناطق آمده بودند، درگیرهای شدیدی افتاد که دشمن کمین هایی در آنجا قرار داده بودند، شهید شاطری بارها در این کمین ها افتاد که واقعا به لطف خدا و امام زمان بود که باعث شد حاج حسن سالم بماند تا ما بتوانیم از حضورشان در سایر صحنه ها استفاده کنیم.
در منطقه ای از سردشت ، یک خط دفاعی در رژیم بعثی عراق در واقع شکل گرفت. عراقی ها ارتفاعات مرزی و ارتفاعات دیگر را تصرف کردند آن منطقه بسیار صعب العبور بود در این مقطع شهید شاطری علیه رژیم بعثی تلاش گسترده ای داشت.
شهید بعد از 6 سال تلاش شبانه روزی و پر مخاطره در بخش رزمی در شمال غرب فعال شد و در آنجا در بحث احداث جاده ها تلاش جدی داشت. از سال 68 به جهت اینکه یگان های رزمی در اختیار داشتند و از تخصص خوبی بر خوردار شد و وارد بازسازی قرار گرفت.که سد ماکو را در آن زمان ایجاد و مدیریت کرد.
زه کشي و پروژه هاي انتقال آب در منطقه »شار ویران مهاباد« را از کارهای عمرانی سردار شاطری میباشد. این منطقه روزگاری از مناطق بسيار ناامني بود که بزرگاني مانند مهندس مهدي اميني و علي قمي در آنجا به شهادت رسيده بودند.
از جمله کار های ماندگار حاج حسن احداث بزرگراهی بود که از پالفا استان خراسان رضوی به مرکز استان هرات، از ماموریت های سنگین قرارگاه مهندسی خاتم الانبیا است.
وی پس از جنگ ۳۳ روزه مسئول بازسازی لبنان گردید. از جمله اقدامات وی می توان به بازسازی کلیساهای جنوب لبنان و بازسازی و تعمیر راه ها و پل ها و همچنین ساخت مسجد قدس در مرز فلسطین اشغالی و لبنان است. که این امر سرمنشا بسیاری از خیرات و برکات برای مردم مظلوم لبنان بود.
سردار "حاج حسن شاطری" رئیس هیئت ایرانی و ستاد بازسازی لبنان در روز سه شنبه ۲۴بهمن ۱۳۹۱ بدست مزدوران رژیم صهیونیستی، در مسیر دمشق به بیروت به شهادت رسید.
مارون الراس و خدمات شهید
او جثه ای متوسط و لاغر اندام داشت . چابک بود و کلامش با سرعت ، روحیه اش شاداب بود ؛ همواره مزاح و لبخند می بایست حاصل و چاشنی دیدار با او باشد.
توصیفی که می نمایم بدون واسطه و برآمده از برداشت خودم است . همیشه ویژگی های اخلاقی شهیدان مطرح می شود اما این بار من خودم شاهد و راوی رفتار شهیدی چون شهید خوشنویس( شاطری ) بودم. او در روابط با افراد منزوی نبود و خیلی زود باب رفاقت را می گشود، در مراسم های مذهبی سفارت مانند دعای کمیل همواره خلاء مشکل مداح را با صدایی زیبا پر می نمود . مداح ثابت نبود اما هر وقت از جلسه دعا که می رسید به پشت میکروفون می رفت . صدایش با آه و سوز همراه می شد و طراوتی را به جلسه می داد ، هروقت اوواردجلسه دعامی شد،خوشحالترمی شدم ودعایش می کردم،پایان مراسم وپس از صرف غذا دعای سفره را می خواند و بعد از دعا مزاح می نمود: «دست پزنده و دندان خورنده درد نکند ،و... بی همسران همسر، بی شوهران شوهر دار شوند، و.... آمین » . در مراسمی نبود که صلوات ختم شود و صدای ایشان بر جمع قالب نشود ، در عزاداریهای امام حسین (ع) میدان داری می نمود و صدایش به همراه مداح وتکرار نوحه اش درجمع غالب بود.
نقش شاطری در لبنان
شهید خوشنویس تاکید داشت که حزب ا... لبنان در اسکان دادن مردم در حین و پس از جنگ 2006 بسیار موفقیت آمیز عمل نموده است . او با مقایسه و حضورش در افغانستان و عراق و تجربیات آن دو کشور اعتقاد داشت شرایط روحی پس از جنگ و وجود گسترده آسیب ها و تخریب ها سخت ترین شرایط را بر انسجام فکری و روحی مردم تحمیل می نماید که ارائه طرح ها در آن هنگام بسیار مهم و ضروری است . بویژه با این هدف که مردم سرزمین هایشان را ترک نکنند . در نهایت آنچه ایشان انتظار داشت انسجام فعالیتی پژوهشی و فرهنگی در راستای اقدامات انجام شده و انتقال تجربیات بود.
شهید مهندس خوشنویس در جریان جلساتی که با ایشان داشتم دو خاطره برایم تعریف نمود : اولین خاطره ی ایشان ، گفته ی سید حسن نصرا... بود . مهندس می گفت : « در مراسمی سید حسن نصرا... گفته است بازسازی مناطق جنگ زده خود جهاد است. این موضوع شهیدخوشنویس راخیلی تحت تاثیرقرارداده بود» .درخاطره ای دیگرمهندس شهیدمی گفت : «پس ازجنگ 2006 تازه به لبنان آمده بودم،به همراه تعدادی از همکاران برای بازدید به روستاهای جنوب و مناطق جنگ زده رفته بودیم . در روستایی که وضعیت بسیار نامناسبی داشت پیرزنی را با لباس های کهنه ودست پینه بسته دیدم که به سمت من آمده و عکسی قدیمی از امام خمینی (ره) را به من نشان داده و گفت همه چیز ما برای امام خمینی(ره) ،او به ما عزت داده و ما دوستش داریم . شهید خوشنویس افزود بسیار تحت تاثیر آن پیرزن قرار گرفتم ، او ما را فرزندان خمینی(ره) خطاب می کرد و من به خود قول دادم که در این زمینه کوتاهی نکنم»
آخرین پیام تبریک نوروزی «شهید شاطری»
آنچه در ادامه میآید، پیام تبریک نوروز 91 شهید شاطری به دوستانشان است.
ایمیلی که به قول دریافت کننده پیام، "باید تا آخر آن را خواند تا دغدغههای واقعی او را شناخت." به گفته او که چند سال افتخار آشنایی با این شهید عزیز را داشته، "این متن حاوی جملاتی است که واقعیت نگرانی او بود و هر وقت او را میدیدیم شروع به گفتن اهمیت قرآن و غیره میکرد..." و ادامه داد "این واقعیت شهید عزیزی است که با رفتنش آنهایی را که او را میشناختند بسیار داغدار کرد." دوستانش میگویند "هنوز نمیشود نبودش را باور کرد..."
*خدایا، شکر که فرصت دادی در مزرعه عمر بکاریم...
ألسّلامُ علی ربیعُ الانام و نضرة الایام
سلام بر بهار و شکوفایی مردمان و شادابی و نشاط روزگاران - سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد
بنام خداوندی که بدیع است و هر روز و هر لحظه خلقی نو و نوروزی جدید میآفریند ولا یشغله شأنٌ عن شأن!
یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار
و یا محوّل الحول والاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال
خداوندا در آخرین دقایق سال، ترا شکر و سپاس می گزاریم که فرصت و نعمت حیات را در این سال نیز نصیب و روزی فرمودی و فرصت دادی تا در مزرعه عمر بکاریم و اینک که طبیعت در طلیعه بهار، جان و حیات دوباره مییابد، ما نیز بر بهار جانها، آن امام معصوم و قطب عالم امکان سلام و درود میفرستیم و سال نو را با تجدید عهد و ارادت به آن ذخیره الهی آغاز میکنیم و از خداوند مسئلت مینمائیم که نصیب و روزیمان را از برکات و هدایتهای آن امام هادی بیش از پیش قرار دهد و جان ما را زنده و بهاری و شادابی و نشاط ما را در ظلّ هدایتها و برکات ایشان مستدام و مستمر نماید:
ألسّلامُ علی ربیعُ الانام و نضرةُ الایّام, سلام بر بهار و شکوفایی مردمان و شادابی و نشاط روزگاران.
امیرالمؤمنین علیه السلام در کلامی نورانی میفرمایند: «تعلّموا القرآن فانّه ربیع القلوب» قرآن را یاد بگیرید، که به راستی قرآن بهار دلها است.
آیهای از قرآن کریم به یادم آمد که خداوند سبحان از مؤمنین میخواهد که خدا و رسولش را اجابت کنند تا زنده شوند : "یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم", ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا و رسولش را اجابت کنید، آنگاه که شما را میخوانند برای آنچه شما را حیات و زندگی میبخشد!
پس بهار به طبیعت جان میبخشد و امام به مخلوقات و قرآن به قلب و جان انسانها...
بیائید برای سال آینده از خدا بخواهیم ما را توان و قوتی مضاعف عطا فرماید تا رابطهمان را با امام علیه السلام و کتاب و در واقع با آن دو ثقل، کتاب و عترت که پدر امّت، رسول اکرم (ص) به آنها مکرراَ وصیت و سفارش مینمود ترمیم و اصلاح نمائیم تا در سایه آن حیاتی نیکو و مبارک بیابیم.
اعتراف کنیم که هم در شناخت و اتباع از امام علیه السلام قصور داشته و داریم و هم در شناخت و اتباع از کتاب خدا، بطوریکه امام امیرالمؤمنین علیه السلام کسی را نمی یافت که حتی درد دلش را باو بگوید و نالههایش را با چاه نجوا میکرد و رسول اکرم (ص) نیز به تصریح قرآن کریم شکایت میکرد که: وقال الرسولٍ یا ربّ إنّ قومی اتّخذوا هذاالقرآن مهجوراَ. در آن روز رسول به شکوه و شکایت در پیشگاه خداوند عرض میکند: بارالها، تو آگاهی که امّت من این قرآن را به کلی متروک و رها کردند!!
بیاییم از خداوند سبحان و ذوات مقدس رسول اکرم و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین استمداد بجوییم ما را بر این تصمیم و عزم یاری فرمایند تا رابطه خویش را با کتاب و عترت متحول نمائیم و مسلمانیمان را تجدید نمائیم و از برکات و ذخایر این دو منبع پربرکت و لایتناهی بیش از پیش بهرهمند شویم و ارتزاق نمائیم و از آن حیات پاک و طیبه موعود حظّ و نصیبی بیابیم.
مهجوریت قرآن
قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز میشود و با نام مردم پایان می پذیرد. کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی میپندارند و بیایمانان امروز قیاس میکنند ــ بیشتر توجهاش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سورهاش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سورهاش از پدیدههای مادی و تنها ۲ سورهاش از عبادات ! آن هم حج و نماز! کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست…
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم وتعلم انسان با قلم…
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایهاش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسبابکشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و …شدوچون دربیداری رهایش کردند،بالای سردرخواب گذاشتند...
و بالآخره، اینکه میبینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش دادهاند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستانهای ما به گوش میرسد... قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساختهام که هر وقت در کوچهمان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند "چه کس مرده است ؟"چه غفلت بزرگی که میپنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است!
قرآن! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزهنشین مبدل کردهام. یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده، یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، یکی به خود میبالد که ترا در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و …آیاواقعاًخداترافرستاده تا موزهسازی کنیم؟
قرآن! من شرمنده توأم اگر حتی آنان که تو را میخوانند و ترا میشنوند، آن چنان به پایت مینشینند که خلایق به پای موسیقیهای روزمره مینشینند...! اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند "احسنت…!"
قرآن! من شرمنده توأم اگر به یک فستیوال مبدل شدهای. حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کردهاند، حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو... آنان که وقتی ترا میخوانند چنان حظ میکنند، گویی که قرآن همین الآن به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کردهایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم...
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز. زندگیتان سرشار از نور و امید و شادی، نفستان گرم، حیاتتان پر رونق، سایه خدا و اولیائش بر زندگیتان مستدام و رضای حق همراه.
سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک و حسن عاقبت نصیبتان باد!
ارادتمند و ملتمس دعا
م حسام خوشنویس
فصل نامه دانشجویی-تحلیلی