گفتگو با استاد دکتر هدایت صحرایی ریاست مرکزتحقیقات علوم اعصاب
با تلنگر علمی خوابزدهها را بیدار میکنیم!
به کوشش : محمدرضا عزیزی و محمدصادق باحقیقت
اشاره :
چندی قبل مطلع شدیم که استاد دکتر هدایت صحرایی کتابی را با جمعی از پژوهشگران و صاحب نظران با موضوع حجاب و عفاف از دیدگاه علم نوروبیولوژی توسط مؤسسه فرهنگی شهید آوینی منتشر کردهاند و در سالگرد شهید آوینی این کتاب رونمایی شد، به همین بهانه مصاحبهای را با ایشان پیرامون این موضوع به ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید:
***
با سلام و تشکر به خاطر فرصتی که در اختیار ما قرار دادید در ابتدا علم نوروبیولوژی را مختصرا توصیف نمایید.
کلمه نوروبیولوژی یک کلمة مرکب است که از دو کلمه تشکیل شده: کلمه نورو (به معنای عصب) و کلمه بیولوژی (به معنای زیستشناسی) که میشود علم زیستشناسی عصبی. در واقع علمی است که به تمام جنبههای عملکرد دستگاه عصبی از سطح مولکولی تا سطح کل دستگاه عصبی را دربر میگیرد. یعنی هرآنچه که در دستگاه عصبی داریم را در علم نوروبیولوژی میتوان مطالعه کرد.
نوروبیولوژی عملکرد دستگاه عصبی را میسنجد. عملکرد دستگاه عصبی خود را در پدیدهای به نام رفتار نشان میدهد، البته در موجوداتی که دستگاه عصبی دارند. به طور کلی وقتی رفتاری از انسان سر میزند حتما ریشه و پایه آن دستگاه عصبی و نورو بیولوژیکی میباشد مثل رفتارهای پرخاش، خنده، قضاوت، هدف دار، بی هدف و... .
پس بر اساس این تعریف، از نظر نوروبیو لوژی شخصی نمیتواند بگوید که فلان رفتار که از من سر زد تقصیر من نیست یا به اصطلاح بگوید "من نبودم تقصیر آستینم بود ". در واقع شخصی این حرف را میزند که میخواهد مسئولیت رفتارش را از خود سلب کند که این رفتار در شخصی صادق است که دستگاه عصبیاش کار نمیکند یا اینکه خوب کار نمیکند وگرنه در افراد عادی این چنین ادعایی صحت ندارد.
حالا به سراغ رفتارهای انسانی میرویم . ما در مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه بقیه الله، به دنبال یک هدف بزرگ یعنی شناخت بیو لوژیک رفتارهای اجتماعی هستیم. در واقع ما دنبال مطالعه رفتارهایی که در اجتماع بین افراد صورت میگیرد یا یک رفتار که یک فرد انجام میدهد و جامعه را تحت تاثیر قرارد میهد هستیم و علاوه بر آن ببینیم پایههای بیولوژیکی این رفتارها چیست؟
این رفتارها و پایههای بیولوژیکی آن بر اساس یک رهنمودی است که ما دریافت کردیم، که به ما هدف شناخت نوروبیولوژی جنگ نرم را تبیین کردهاند. هم در جنگ نرم و هم در رفتارشناسی یک رفتار به نام پوشش وجود دارد که ما به بررسی آن میپردازیم .
پوشش در جانوران وجود ندارد و این یک رفتار انسانی است مثلا در مورچه چنین چیزی نداریم که برگی دور خود بپیچد یا مثلا در پرندگان از چیزی برای پوشش خود استفاده نمیکنند. ولی در انسان این رفتار پوشش وجود دارد. و دلیل این رفتار هم این است که رفتارهایی که ما داریم نشأت گرفته از دستگاه عصبی ماست و دستگاه عصبی در انسان در برخی موارد منحصر به فرد است .
مثلا ناحیهای به نام قشر پیشانی (frontal cortex) که رفتار پوشش توسط عملکرد این ناحیه از مغز صورت میگیرد، مخصوص دستگاه عصبی انسان است. قشر پیشانی در حیوانات وجود دارد ولی ضعیفتر از انسان است و بسیار جزیی و تکامل نیافته است.
آقای دکتر صحرایی جنابعالی از رفتارهای متفاوتی صحبت کردید چرا در میان این همه رفتار ، رفتار پوشش را انتخاب کردید؟
دلیل آن به یک چیز بسیار ساده بر میگردد، و آن هم این است که در رفتار پوشش یک دنیایی از امکانات برای ایجاد جنگ نرم و یا برای مقابله با آن نهقته است. حالا خیلیها حجاب را تنها پدیدهای دینی میدانند. در صورتی که این طور نیست حجاب پدیدهای است انسانی و بیولوژیکی.
مثلا فرض کنید با یک خانم در خیابان برخورد بکنید و به او بگویید که خدا در قرآن فرموده خودتان را بپوشانید و او به شما بگوید من اصلا خدا را قبول ندارم . اما همین خانم دیگر نمیتواند بگوید من علم نوروبیولوژی را قبول ندارم. و من به عنوان یک نوروبیولوژیست آمادهام تا با کسی که به این کتاب ایراد علمی میگیرد به بحث بنشینم ، البته از نظر علمی نه این که بگوید من فلان چیز را قبول ندارم.
یعنی من میخواهم بگویم که افرادی را که خود را به خواب نزدهاند را اگر با تلنگرهای دینی نمیشود بیدار کرد با تلنگر های علمی میتوان بیدار کرد. که این کمکی است به برهان قاطع که خداوند در کتابش آورده است.
استاد محترم ، چه ارتباطی بین علم نوروبیولوژی که علمی است تجربی و حجاب و عفاف که بحثی است کلامی و دینی وجود دارد؟
هرجا از انسان صحبت میشود بحث نوروبیولوژی مطرح است و حجاب هم یک رفتار انسانی است که در علم نوروبیولوژی وجود دارد. این گونه نیست که حجاب قبلا وجود نداشته و یک موضوع جدید باشد بلکه ممکن است ما به آن توجه نکرده باشیم.
مثلا آیهای از قرآن در 1400 سال پیش میفرماید: خانمها خودشان را بپوشانند و طوری که باعث جلب توجه آقایان میشود حرکت نکنند. و در مقابل آن آقایان نیز چشمهای خود را از دیدن نامحرم نگه دارند.
خب وقتی ما این آیه قرآن را در نوروبیو لوژی بررسی میکنیم که نه تنها در انسان بلکه در پستانداران دیگر مانند گربه و موش وجود دارد . وقتی چشم توسط محرک های بینایی مثل تصویر تحریک میشود برای تفسیر آن فقط به قشر بینایی نمیرود بلکه قسمتی از آن به یک ناحبه به نام آمیگدال که در جنسِ نر قوی و بزرگ است، میرود که به آن آمیگدال میانی میگویند. این ناحیه از آمیگدال جایگاهی است که رفتارهای جنسی جنسِ نر را کنترل میکند و اگر قشر مخ به این ناحیه دستور ندهد این ناحیه خاموش نمیشود، بلکه فعالیت آن بیشتر هم میشود.
خب حالا چیزی که در واقع صورت میگیرد:
وقتی یک مردی حالا در هر سنی چشمش به یک خانم بیفتد که حجاب ندارد و یا پوششش نامناسب است اتفاقی که میافتد این است که تحریکاتی که توسط این تصویر در ذهن مرد ایجاد شده به آمیگدال این فرد میرود و آمیگدال این فرد را برای انجام عمل جنسی آماده میکند.
خب حالا اگر امکان پاسخ این مسأله نباشد آمیگدال این فرد فعال باقی میماند که این امر موجب استرس بسیار خطرناک میشود ، که این استرس خودش را به انواع مختلف ظاهر میکند مثلا در جایی با خشم و در جاهای دیگر با عملهای دیگر . حالا اتفاقی که برای این فرد میافتد این است که این فرد مغزش دچار مشکل میشود و قشر فرونتال کورتکس که از قضا محل قضاوت و تصمیمگیری هم هست تحت تاثیر آمیگدال قرار میگیرد و از کار میافتد ، و این فرد که تحت تاثیر صحنهای قرار گرفته تا مدتها توانایی تفکر و تصمیمگیری صحیح را ندارد .
آیا در خانم ها هم محرکهای بینایی به اندازه مردان اثر دارد؟
مشخصا این اثر فقط در آقایان است . در خانم ها نیز آمیگدال وجود دارد . ولی قدرت و تاثیر آن به اندازه مردان نیست ولی دقت شود که ما در اینجا به بعد بینایی توجه کردیم ولی در بعد بویایی نیز ما چنین اثری را داریم مثلا در احادیث آماده وقتی حضرت زهرا (س) در خانه بودند و مردی نامحرم و نابینا وارد خانه میشوند و آن حضرت خود را میپوشانند که بعدا وقتی از ایشان سؤال میشود، میفرمایند من ترسیدم بوی من به مشام ایشان برسد. البته در انسان محرک بویایی ضعیفتر است.
آیا این مطالعات و در نتیجهاش این کتاب صرفا نشأت گرفته از علم نوروبیولوژی است یا از فقه هم کمک گرفته شده است؟
این مطالعات کاملا بیولوژیکی بوده ولی آیات الهی که یقینا علم خالص هستند و روایت صحیح و درستی که به ما به ارث رسید همه گویای این مطالعات علمیهستند که ما و دیگران در حال و آینده به آنها میرسیم. ما به دلیل اینکه بخواهیم پا در حیطههای فقهی بگذاریم با تفکری بیولوژیک به سراغ این موضوع رفتهایم ولی بیولوژیکی که یک پشتوانه بسیار قوی از نظر قرآن و احادیث دارد.
آقای دکتر حالا برسیم به کتاب، هدف از تألیف این کتاب چه بوده؟
اولا کتاب بر اساس این دغدغه بنا شد که ما چگونه با جنگ نرم مقابله کنیم و جنگ نرم دشمن کجا را هدف قرار داده تهیه شده است.
دوما ما با تهیه این کتاب قصد داشتیم به مسئولین عرض کنیم که این جنگ نرم ، بحثی رسانهای- روانی است. ولی دارای یک نکته مهم است که این جنگ برای انسان است و انسان قبل از هر چیز یک موجود بیولوژیک و زنده است و تحولات محیط و ژنی نیز در زندگی وی اثر میگذارد .
این کتاب در واقع میتواندجرقهای هم باشد برای دانشمندان بیولوژی ما که مقایسه کنند و از این علمیکه دارند در زندگی روزمرهی خود آن را به کار ببرند.
یا در مورد قانوننویسها که حجاب را یک پدیده ایرانی اسلامی میدانند که در واقع اینگونه نیست بلکه حجاب یک مسأله انسانی است.
تیم تألیف کتاب از چه افرادی تشکیل شده است؟
این کتاب کاملا کتابی علمی است و از بین نویسندگان این کتاب فقط یک نفر دکترای علوم قرآنی و حدیث دارد و بقیه همگی بیولوژیست هستیم .
از فصول کتاب هم توضیحاتی بفرمایید.
فصلهای کتاب دقیقا بر اساس مناطقی از مغز که در بحث عملکرد شناختی و فیزیولوژیک در رابطه با دیدن، بویایی، پوشش و سایر محرکها که در جنس مخالف است طراحی شده که منظور ما از پوشش و حجاب ، حجاب نیست بلکه منظور حجاب بیولوژیک بدن هست که حس بویایی را نیز شامل میشود.
مثلا عطر و ادکلنهای زنانه پر از موادی است که محرک جنس مخالف است که باعث جذب ناخواسته جنس مخالف میشود که این یکی از رفتارهای بیولوژیکی انسان است و وقتی خانمی بیشتر از این عطرها استفاده میکند جذبش بیشتر میشود. البته برعکس این مسأله نیز هست یعنی وقتی مردی از عطر و ادکلن استفاده کند باعث جذب جنس مخالف میشود.
یک فصل کتاب در رابطه با استرس و فشار روانی ناشی از تحریکات جنسی در مغز مخصوصا در مغز آقایان است . فصول دیگر شامل : هیپوتالاموس، محرک های بویایی و بینای، فصلی پیرامون آمیگدال و یک فصل دیگر هم قشر پیشانی و تاثیر استرس ها به قشر پیشانی و تصمیم گیر است.
آیا شما در علم نوروبیولوژی علاوه بر حجاب برای موضوعات دینی دیگر نیز مطالعاتی داشتید؟
بله، به طور کلی تمام جنبههایی را که زندگی اجتماعی و رفتارهای اجتماعی را شکل میدهند توسط نوروبیولوژیستها مورد مطالعه قرار میگیرد .
مثلا اقتصاد و ربا و تأثیر سودگرفتن بر عملکرد مغز. آیا تا به حال فکر کردهاید که مثلا اگر بانکها سود میگیرند چقدر افرادی که وام گرفتهاند آرامش دارد؟ مثالی دیگر در تأثیر جریمه دیرکرد بر عملکرد قشر مغز چیزی که ممکن است خیلی ساده از کنار آن بگذریم یا با آن مخالفت کنیم اما اینها کاملا اثبات شده است.
یا مثلا تاثیر روزه بر بهبود عملکرد شناختی مغز که مقالات زیادی در سطح دنیا در این رابطه چاپ شده یا بحث نماز جماعت و نقش آن در کاهش استرس ، نقشی که ما به آن خیلی کم توجه میکنیم و علاوه برآن نقش نظم در نماز جماعت برروی کاهش استرس.
فکر کنم دل پردردی از مشکلات موجود برای چاپ کتاب دارید؟
بله، بزرگترین مشکلی که ما در مسیر انتشار داشتیم این بود که وقتی میگفتیم حجاب و عفاف طوری برخورد میکردند که انگار نعوذ بالله ما درمورد نیستی خدا کتاب نوشتیم !
حرف آخر؟
من خدمت تمامی بسیجیان عزیز سلام عرض میکنم إن شاء الله خداوند همه آنها را برای اسلام حفظ کند. از خدا میخواهم به همه ما توفیق دهد که بتوانیم هرچند کم در این زمینه دَینمان را ادا کنیم.
با تشکر فراوان
فصل نامه دانشجویی-تحلیلی